#برادرناتنی من

Part:11
ات رفت پیش بقیه (ات،کوک،یونا سر یه میز بودن)

ات:جونگکوک دوست دخترت کو؟
کوک:رفت دستشویی ندیدش؟!
ات:نه
کوک:عجیبه
ات:(بابا نگران چیی رفته داره به یکی میده دیگه)(زیر لب گفت جوری که فقط خودش بشنوه)
کوک:چیزی گفتی؟؟
ات:نه
کوک:پس من میرم دنبالش
ات:(سرشو به معنی باشه تکون داد)

«ویو کوک»
یعنی یونا کجا رفته؟!!!
یه چند وقتیه یه جوری رفتار میکنه چیزی شده؟؟!
شاید من ناراحتی کردم!!!
اَه لعنتی نمیدونم.
فعلا باید برم دنبالش بگردم.
«پایان ویو کوک»

کوک رفت که دنبال یونا بگرده ولی هرچی گشت پیداش نکرد بعد با خودش گفت شاید برگشته سر میز پس به طرف میز برگشت.
رفت سر میز و دید جای یونا هنوز خالیه تصمیم گرفت بشینه و منتظر باشه تا خودش بیاد.
ات:پیداش نکردی؟
کوک:نه،احتمالا الان خودش میاد.
ات:اوم

(۵مین بعد)

یونا اومد و نشست کنار کوک.
کوک:کجا بودی یونا؟!(عصبانی)
یونا:گمشده بودم ددی(الکی خودشو لوس کرده)

(یونا حالمو بهم زدی،
گمشده بودم ددی تیینیتزنترپزتلت ددیو زهرمار آشغال
آره جون عمت گمشده بودی،زنیکه عن رفته به چند نفر داده حالا اومده میگه گمشده بودم.)

کوک:قربونت برم چرا بهم زنگ نزدی
یونا:گوشیم خاموش شده بود،ببخشید(همه حرفاشو با حالت لوس میزنه)
کوک:اشکال نداره خوشگلم

(جئون از تو دیگه انتظار نداشتم.
آقا این چه کاریه؟!!؟
قربونت برم؟!!!!!!!!!
خوشگلم؟!؟؟
گگگگگگگگگگگگگ،لعنت.)

«ویو ات»
یونا ۵مین بعد کوک اومد.
دختره آشغال اومده نشسته میگه گمشده بیدم ددی (اداشو در میاره)
۴۰ مینه نیستی بعد اومدی میگی گمشده بودم؟؟،
گمشده بودمو درد زنیکه ک*ونی
جونگکوکم چقد لی لی به لا لاش میزاره،خیلی لوسش میکنه…
این مردک که دوست دختر داشت چرا با من اونجوری رفتار میکرد؟؟؟؟؟
نکنه واقعا منو جای خواهرش قبول کرده؟!!!!!!!!!!!!
«پایان ویو ات»
——————————————————————
دیدگاه ها (۴)

#برادر ناتنی من

#برادر ناتنی من

حمایت؟✨@moon_nova_7

#مافیای زورگو🖤#پارت:۵ویو صبح+بیدار شدم دیدم کسی پیشم نیست، خ...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط